داستایفسکی سال ها با صرع دست و پنجه نرم می کرد و دکترها به او پیشنهاد دادند برای بهتر شدن حالش به اروپای غربی سفر کند. نتیجه این سفر فقط عوض شدن آب و هوا نبود؛ او از وین و برلین گرفته تا پاریس و لندن، هرچه دید و شنید را با همان لحن تند و تیز و بی رودربایستی خودش نوشت و تبدیلش کرد به کتاب «سفرنامه ی اروپا: تاملات زمستانی بر تاثرهای تابستانی».
داستایفسکی در این سفرنامه مدام با نگاه انتقادی سراغ حال و هوای اروپا در قرن نوزدهم می رود و از سیاست و جامعه و فرهنگ حرف می زند؛ از لیبرالیسم و سوسیالیسم گرفته تا رفتار مردم و سبک زندگی شهری، مخصوصا در پاریس. در کنار روایت سفر، طعنه هایش هم به شیفتگی روس ها نسبت به غرب پررنگ است و همین باعث می شود این کتاب فقط یک گزارش سفر نباشد، بلکه یک سند خواندنی و پر بحث از زندگی اروپایی آن دوره باشد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.