«مجموعه حسرت های کلور» از میکی برامر، قصه زندگی زنی به اسم کلور بروک در نیویورک است که کار عجیبی دارد: کنار آدم هایی می نشیند که روزهای آخر عمرشان را می گذرانند تا کمتر احساس تنهایی کنند. کلور حرف ها و لحظه های آخر این آدم ها را یادداشت می کند؛ چیزهایی که خیلی وقت ها تا آخر عمر توی دلشان مانده. او خودش هم طعم از دست دادن را چشیده و برای همین با دنیای مرگ و خداحافظی غریبه نیست.
در رفت و آمدهای روزمره و ملاقات هایش با آدم های مختلف، کلور با حسرت های ریز و درشتشان روبه رو می شود و کم کم مجبور می شود به زندگی خودش هم دقیق تر نگاه کند. آشنایی اش با کلودت، زنی مسن اما سرحال و پرانرژی، مثل یک تلنگر عمل می کند و کلور را می برد سمت سوال های مهم: آیا واقعا دارد زندگی می کند یا فقط شاهد زندگی دیگران است؟ حسرت های خودش چیست و چرا درباره شان حرف نزده؟ این رمان درباره مرگ و فقدان است، اما بیشتر از آن درباره انتخاب، رابطه های انسانی و شجاعت شروع دوباره در بزرگسالی حرف می زند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.