کتاب «معامله زندگی» از فردریک بکمن یک داستان احساسی و عمیق است که از دیدار دوباره یک پدر و پسر بعد از سال ها شروع می شود. پدر حس می کند وقت زیادی ندارد و می خواهد قبل از دیر شدن، قصه ای را برای پسرش تعریف کند: قصه یک دختر بچه شجاع که چند کیلومتر آن طرف تر روی تخت بیمارستان افتاده و با وجود این که خوب می داند نقاشی های روزانه اش سرطان را درمان نمی کند، باز هم نقاشی می کشد چون می بیند همین کار ساده دل بزرگ ترها را گرم می کند.
در طول این روایت، پدر کم کم از خودش هم پرده برمی دارد؛ از موفقیت های کاری اش، از جاهایی که در نقش پدر کم آورده، از حسرت ها و امیدهایی که هنوز رهایش نکرده اند. یک شب سرد زمستانی برای او فرصتی پیش می آید که شاید بتواند مسیر زندگی آن دختر را عوض کند، اما برای این کار باید اول بفهمد زندگی خودش واقعا چه ارزشی داشته است؛ سوالی که جوابش را فقط پسرش می تواند روشن کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.