کتاب «و هر روز صبح راه خانه دور و دورتر می شود» از فردریک بکمن (نشر آفتابکاران) یک رمان کوتاه و تاثیرگذار است که آرام آرام شما را می برد به دنیای یک پیرمردی که حافظه اش مثل قبل همراهی اش نمی کند. او مدام بین گذشته و حال رفت و برگشت می کند و سعی دارد به مهم ترین خاطره های زندگی اش چنگ بزند؛ همان چیزهایی که آدم را سر پا نگه می دارد و حس «خانه» را می سازد.
از آن طرف خانواده اش هم تلاش می کنند کنارش بمانند و نگذارند تنها شود، اما این همراهی همیشه ساده نیست. بکمن مثل همیشه با ترکیبی از حس، طنز ریز و نگاه انسانی اش، قصه ای می سازد که هم دل را گرم می کند و هم بعضی جاها بغض می آورد. اگر از طرفدارهای «مردی به نام اوه» یا «بریت ماری اینجا بود» هستید، این یکی هم همان حال و هوا را دارد و تا مدت ها در ذهن می ماند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.