کتاب «رستگاری» اثر ویللم الشات (منتشر شده توسط انتشارات آموت) یک رمان تند و تیز و واقع گرا از فضای روستاهای فلاندرز بلژیک در اوایل قرن بیستم است. داستان در یک دهکده خیالی می گذرد و روی زندگی مردی آزاداندیش و سوسیالیست تمرکز دارد که اهل سوال پرسیدن است و مثل بقیه با جریان غالب روستا همراه نمی شود. همین تفاوت کافی است تا کم کم زیر ذره بین مردم و مخصوصا کشیش بانفوذ روستا برود و زندگی اش وارد یک مسیر پرتنش و فرساینده شود.
در «رستگاری» دعوا فقط اختلاف عقیده نیست؛ بیشتر شبیه جنگی است بین سنت سخت گیر و فکر تازه، بین ترس از قضاوت جمع و حق انتخاب فردی. نویسنده با نثر ساده و ضربه ای و گاهی طنز تلخ نشان می دهد فشار اجتماعی چطور می تواند آدم را تنها کند و حتی همه چیز را از هم بپاشد. اسم کتاب هم کمی طعنه آمیز است؛ چون قرار نیست نجات و رستگاری مثل نسخه های آماده و مذهبی از راه برسد، بلکه از دل بحران ها و اتفاقات تلخ معنی پیدا می کند و آخرش خواننده را با یک سوال جدی تنها می گذارد: برای رستگاری باید همرنگ جماعت شد یا پای حقیقت خودت ایستاد، حتی اگر هزینه اش سنگین باشد؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.