آمبروز یانگ برای فرن تیلور فقط یک پسر خوش قیافه نبود؛ انگار از توی جلد رمان های عاشقانه بیرون آمده بود. قد بلند، خوش هیکل، با موهایی تا روی شانه و نگاهی که آدم را میخکوب می کرد. فرن از بچگی رمان عاشقانه می خواند و خوب می دانست این جور آدم ها معمولا دست نیافتنی اند. اما همه چیز وقتی عوض می شود که جنگ از راه می رسد و آمبروز برمی گردد؛ همان آدم، ولی این بار با زخمی که فقط روی صورتش نیست و زندگی اش را زیر و رو کرده.
«کتاب زیبای گمشده» قصه یک شهر کوچک است که چند جوانش راهی جنگ می شوند و برگشتن، برایشان مثل قبل شدن نیست. این رمان درباره از دست دادن های ریز و درشت است؛ از دست دادن دوست ها، رویاها، هویت، حتی چیزی به سادگی «زیبا بودن». وسط این تلخی ها، عشق فرن به پسری که شکسته، و تلاش یک سرباز زخمی برای دوباره زندگی کردن، قصه را جلو می برد. یک جور روایت امروزی از دیو و دلبر که یادآوری می کند توی هر کدام از ما همزمان هم زخم هست، هم زیبایی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.