گابیمارو، یک نینجای افسانه ای و محکوم به اعدام است که فقط یک شانس برای زنده ماندن دارد: باید به یک جزیره مرموز و ترسناک برود و اکسیر جاودانگی را پیدا کند و برای شوگان برگرداند. انگیزه اش هم روشن است؛ می خواهد دوباره همسرش را ببیند و از این سرنوشت خونین فرار کند. اما او تنها نیست و چندین محکوم دیگر هم وارد این ماموریت می شوند؛ ماموریتی که از همان اول بوی مرگ می دهد.
داخل جزیره همه چیز غیر عادی است؛ موجودات وحشی و هیولاهایی که یا آدم ها را شکار می کنند یا همانجا می کشند. گابیمارو در کنار جلادی که مراقبش است قدم به قدم جلو می رود و همزمان با چیزهایی رو به رو می شود که شبیه خداها به نظر می رسند، اما رفتارشان بیشتر به کابوس می خورد. این سوال مدام پررنگ تر می شود: اینجا یک سرزمین مقدس است یا یک جهنم پنهان؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.