یاتورا توی دبیرستان همه چیزش روبه راهه؛ نمره هاش عالیه، دوست زیاد داره و بدون این که خیلی خودش رو خسته کنه از پس درس ها برمیاد. ولی همین راحت موفق شدن کم کم براش بی مزه و تکراری میشه و حس میکنه یه چیزی تو زندگیش کمه.
تا این که یه روز اتفاقی سر از کلاس هنر در میاره و یه نقاشی حسابی میخکوبش میکنه. همون لحظه انگار یه در تازه به روش باز میشه؛ با کلی دودلی وارد دنیای هنر میشه و کم کم میفهمه این مسیر برخلاف چیزی که فکر میکرد، اصلا ساده نیست و گاهی میتونه وحشی، سخت و حتی بی رحمانه باشه.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.