کتاب «دریای آسایش» اثر امیلی سنت جان مندل از آن رمان هایی است که آرام آرام شما را می برد توی یک فضای مرموز و شاعرانه؛ جایی که زمان مثل موج جلو و عقب می رود و سرنوشت آدم ها به شکل عجیبی به هم گره می خورد. داستان با چند خط زمانی پیش می رود و هر بخش مثل یک تکه پازل است که کم کم تصویر کامل را می سازد؛ هم حس ماجراجویی دارد، هم لحظه های احساسی و عمیق که آدم را وادار می کند مکث کند و فکر کند.
این کتاب که با ترجمه فارسی و از انتشارات میلکان منتشر شده، درباره سفر، تنهایی، امید و این است که انتخاب های کوچک چطور می توانند زندگی را زیر و رو کنند. اگر رمان های متفاوت و خوش خوان دوست دارید که هم قصه داشته باشند و هم حال و هوای ادبی و تأمل برانگیز، «دریای آسایش» می تواند انتخاب خیلی خوبی برای شما باشد؛ مخصوصا اگر دنبال داستانی هستید که بعد از تمام شدنش هم توی ذهن تان بماند.
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.
داستانش متفاوت و درگیر کننده بود.
یک ماهه که کم کم می خونم و هر بار چند فصل. ایده ارتباط نسل ها و تکرار الگوهای بیماری واقعا فکر آدم رو درگیر می کنه. فقط چند جا به خاطر انتخاب واژه ها معنی رو دیر گرفتم.