ژان ها با پدر و مادرشان تازه اسباب کشی کرده اند و زندگی شان را در شهر تولون از نو شروع کرده اند. ولی این شروع اصلا آرام و بی دردسر نیست؛ از یک خروس جنگی و همسایه ای که حرف ها را درست نمی شنود بگیر تا یک تفنگ سیب زمینی زن عجیب و غریب که دردسر درست می کند. تازه ماجراهایشان وقتی بامزه تر می شود که پای دار و دسته کاستورها هم وسط می آید و هر روزشان رنگ یک اتفاق تازه می گیرد.
خوشبختانه پاپا دست به آچار است و از هر کاری برمی آید، مامان هم با نظم و برنامه ریزی اش اوضاع را سر و سامان می دهد. همین می شود که قبیله شلوغ و دوست داشتنی بچه ژان ها کم کم با خانه جدید جور می شوند و برای یک سال تحصیلی پر از شیطنت، خنده و ماجراجویی آماده می شوند؛ سالی که معلوم نیست بیشتر باید منتظر دردسر باشند یا لحظه های شیرین خانوادگی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.