تال تا حالا پایش را از دژ عجیب و مرموز «هفت برج» بیرون نگذاشته و تمام زندگی اش همان جا گذشته است. اما یک روز خبر شوکه کننده ای می شنود: پدرش از دنیا رفته و حالا نگهداری و امنیت خانواده افتاده روی دوش او. تال هنوز نمی داند چه خطر بزرگی نزدیک است؛ خطری که می تواند همه چیز را به هم بریزد و دنیایی را که می شناخت زیر و رو کند.
وقتی بلا بالاخره سر می رسد، تال چاره ای ندارد جز این که از «برج سرخ» بالا برود و «خورسنگ» را بدزدد. ولی درست وقتی به نوک برج می رسد، سر از جایی در می آورد که هیچ شباهتی به خانه اش ندارد: دنیای ناشناخته سپربانوها و یخناو ها، پر از رازهای قدیمی و جادوهای پنهان. آنجا با دشمنی رو به رو می شود که برخلاف انتظار جانش را نجات می دهد و حالا سرنوشت تال و خانواده اش به تصمیم های همین دشمن گره می خورد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.