داستان «سی و نه پله» از جایی شروع می شود که ریچارد هانای تازه از رودزیا برمی گردد و می خواهد توی لندن یک زندگی آرام برای خودش جور کند، اما یک غریبه به اسم اسکادر سر و کله اش پیدا می شود و یک راز عجیب را رو می کند: یک نقشه جاسوسی بزرگ در راه است، قرار است در آستانه جنگ، هم یک ترور مهم انجام شود و هم اطلاعات حساس بریتانیا به سرقت برود. اسکادر می گوید مدت هاست یک شبکه جاسوسی آلمانی را زیر نظر داشته و حالا جانش هم در خطر است.
چند روز بعد هانای وقتی به خانه اش می رسد با جسد خون آلود اسکادر روبه رو می شود و می فهمد اگر پای پلیس را وسط بکشد، همه چیز طوری جلوه می کند که انگار خودش قاتل بوده. برای همین تصمیم می گیرد فرار کند و سرنخ های اسکادر را دنبال کند. از اینجا به بعد، یک تعقیب و گریز نفس گیر شروع می شود؛ هانای به سمت اسکاتلند می زند و همزمان هم پلیس دنبالش است و هم جاسوس هایی که نمی خواهند حقیقت لو برود.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.