«بی خبری» از میلان کوندرا یک رمان جمع و جور اما پر از بازی های ذهنی است؛ داستان طوری جلو می رود که بیشتر از اتفاق های بیرونی، با فکرها و برداشت های شخصیت ها روبه رو می شویم. کوندرا با روایت تکه تکه و پیچش های ظریف، کاری می کند مدام بین خاطره، خیال و واقعیت رفت و برگشت کنیم و همان طور که شخصیت ها دنبال معنی زندگی و گذشته شان می گردند، خواننده هم درگیر همان سوال ها شود.
محور اصلی کتاب درباره آدم هایی است که سال ها از وطنشان دور افتاده اند و وقتی دوباره به ورقینو هایشان فکر می کنند، حس عجیبی از دلتنگی، سردرگمی و حتی بیگانگی سراغشان می آید؛ چیزی شبیه نوستالژی اما با طعم «بی خبری». این رمان که در ایران با نام های دیگری هم شناخته شده، دغدغه مهاجرت و فاصله گرفتن از خانه را خیلی انسانی و قابل لمس روایت می کند و نشان می دهد برگشتن همیشه به معنی «رسیدن» نیست.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.