«سنگ خوشبختی» نوشته ازهر جرجیس (نشر ثالث) یک رمان تلخ و در عین حال گیر است که ما را می برد وسط بغداد بعد از سال ۲۰۰۳؛ شهری که هم زیبایی دارد هم زخم. راوی داستان کمال است، یک عکاس فقیر و یتیم که با دوربینش هم دنبال ثبت لحظه هاست و هم انگار دارد راهی برای زنده ماندن پیدا می کند. روایت اول شخص و فضای واقعی و نفس گیر کتاب باعث می شود خواننده همزمان هم شاهد خشونت و فروپاشی باشد، هم رگه هایی از امید و شوخی های سیاه را بین خط ها ببیند.
در طول داستان، کمال از کودکی سخت و آوارگی و گیر افتادن بین آدم های خطرناک و باندها رد می شود و کم کم پایش به خلیل، یک عکاس مهربان تر و باتجربه تر، باز می شود؛ کسی که به او یاد می دهد چطور هم تصویر بسازد و هم خودش را حفظ کند. «سنگ خوشبختی» در عنوان کتاب هم یک شیء کوچک و قدیمی است که کمال وقت ناامیدی به آن چنگ می زند و می جود؛ نمادی از امیدهای موروثی و خرافه هایی که قرار است نجات بدهند، اما همیشه هم جواب نمی دهند. این رمان که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و تا فهرست نهایی بوکر عربی ۲۰۲۳ هم رفت، درباره تروما، حافظه، تاب آوری و این سوال است که آدم در یک شهر جنگ زده چطور می تواند دوباره خودش را پیدا کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.