کتاب «خواهران رومانف» نوشته هلن رپپورت سراغ بخش کمتر دیده شده ای از تاریخ روسیه می رود؛ زندگی چهار دختر آخرین تزار، نیکلای دوم، و همسرش آلکساندرا. نویسنده با تکیه به نامه ها، خاطرات و اسناد واقعی، اولگا، تاتیانا، ماریا و آناستازیا را نه به شکل چهره های دور از دسترس درباری، بلکه مثل چهار دختر با احساسات، دغدغه ها و آرزوهای معمولی نشان می دهد؛ دخترهایی که با وجود زندگی در کاخ، خیلی وقت ها ساده تر از چیزی که تصور می کنیم روزشان را می گذراندند و رابطه صمیمی و محکمی با هم و با پدر و مادرشان داشتند.
داستان وقتی جدی تر و تلخ تر می شود که جنگ جهانی اول و بعد انقلاب روسیه از راه می رسد و آرامش خانواده رومانوف به هم می ریزد. رپپورت هم فضای آشوب زده آن دوره را خوب تصویر می کند و هم از نقش آلکساندرا، بیماری هموفیلی آلکسی و ماجرای راسپوتین می گوید؛ چیزهایی که روی تصمیم ها و سرنوشت این خانواده سایه انداخت. در نهایت هم به روزهای حبس و پایان تکان دهنده خانواده سلطنتی می رسد و کاری می کند خواننده این تراژدی تاریخی را از زاویه ای انسانی تر و نزدیک تر تجربه کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.