«نامه هایی به فلیسین» از اینگه بورگ باخمن (نشر ثالث) یک متن شاعرانه و نامه وار است؛ ترکیبی از شعر و نثر که از دل بی قراری های یک دختر جوان بیرون می آید. راوی، زخمی از تجربه جنگ و سایه سنگین فاشیسم، مدام دنبال جایی امن برای نفس کشیدن می گردد؛ اما نه برای فرار کردن و راحت طلبی، بلکه برای اینکه بتواند در برابر هر چیزی که انسان را له می کند، بایستد و تسلیم نشود.
این نامه ها پر از موج های متضاد احساس اند: عشق و امید، تردید و ایمان، دلخوری و دلتنگی، و تنهایی هایی که گاهی آدم را می برد تا مرز فروپاشی. باخمن در این نوشته ها از یک درد شخصی شروع می کند، اما کم کم آن را به دغدغه ای بزرگ تر وصل می کند؛ انگار می خواهد از پوسته تنهایی بیرون بزند و در شلوغی زمانه، ردپای «انسان گم شده امروز» را پیدا کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.