«چشم های سگ آبی رنگ» از گابریل گارسیا مارکز (نشر ثالث) یک مجموعه داستان کوتاه متفاوت و خیال انگیز است که بعضی ها آن را با نام «زنی که هر روز راس ساعت 6 صبح می آمد» هم می شناسند. حال و هوای داستان ها طوری است که انگار وارد یک خواب روشن می شوید؛ جایی که مرز واقعیت و خیال مدام جابه جا می شود و اتفاق های ساده، ناگهان رنگی عجیب و جادویی پیدا می کنند. نثر مارکز هم روان و تصویری است و با چند جمله، فضا را جلوی چشم تان زنده می کند.
در این کتاب با شخصیت هایی روبه رو می شوید که درگیر عشق، تنهایی، ترس از مرگ و پیدا کردن معنا در زندگی هستند؛ اما همه چیز مستقیم و سرراست گفته نمی شود و همین جذابیتش را بیشتر می کند. بعضی داستان ها تکه تکه و غیرخطی پیش می روند و از شما می خواهند خودتان قطعات پازل را کنار هم بگذارید. اگر رئالیسم جادویی و داستان های کوتاه پر از رمز و اشاره را دوست دارید، «چشم های سگ آبی رنگ» می تواند انتخاب خیلی خوبی برای شما باشد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.