کتاب «ژنرال در هزارتوی خودساخته» از گابریل گارسیا مارکز یک رمان تاریخی و داستانی است که سراغ بخش کمتر گفته شده ای از زندگی سیمون بولیوار می رود. ماجرا حول روزها و ماه های آخر عمر بولیوار می چرخد؛ زمانی که بوگوتا را ترک می کند و در امتداد ساحل دریای کارائیب راه می افتد تا خودش را به اروپا برساند و مدتی دور از هیاهو زندگی کند. اما این سفر فقط جابه جایی روی نقشه نیست؛ بولیوار خسته و بیمار است و ذهنش مدام بین حال و گذشته رفت و برگشت می کند.
در طول مسیر، خاطرات پیروزی ها و شکست ها مثل موج به سراغش می آیند و او هرچه جلوتر می رود، بیشتر در فکرها و یادآوری هایش گیر می افتد. آدم های زیادی از گذشته اش دوباره جلوی چشمش جان می گیرند و همین باعث می شود مرز بین واقعیت و خیال برایش کمرنگ شود. مارکز در این کتاب تصویر همیشگی و قهرمانانه بولیوار را کنار می زند و او را انسانی نشان می دهد که با ناامیدی، فرسودگی و ترس از پایان دست و پنجه نرم می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.