می گویند رمان مدرن از همان جایی جان گرفت که «دن کیشوت» از خانه زد بیرون و راه افتاد دنبال شناخت دنیا. سروانتس هم خودش کم از قهرمانش نداشت؛ زندگی اش پر از سفر و ماجرا و جنگ و سختی بود و همین تجربه ها را آورد توی قصه. این جور روایت کردن، به آدم امروزی کمک کرد خودش و جهان در حال تغییر را بهتر بفهمد و به آن معنا بدهد.
«الهه سایه ها» نوشته واسینی اعرج هم ادامه همان مسیر است؛ داستان بازمانده ای از خاندان میگل د سروانتس که روحیه جست و جوگری را از نیاکانش به ارث برده و قدم به دنیاهایی می گذارد که انگار از دل قرن ها بیرون زده اند. این رمان بیشتر از این که دنبال لو دادن رازها باشد، تو را می برد وسط سایه روشن گذشته تا از همان جا امروز و حتی آینده را لمس کنی؛ سفری آرام و عمیق که کم کم درگیرت می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.