«تلاش بیهوده ی عشق» از کمدی های شیرین و پر بازی شکسپیر است؛ داستانی که توی دربار ناوار می گذرد و از همان اول با یک تصمیم عجیب شروع می شود: پادشاه و سه نفر از رفقایش قسم می خورند سه سال فقط درس بخوانند و دور عشق و عاشقی و معاشرت با زنان را خط بکشند. اما هنوز جوهر این عهد خشک نشده که شاهزاده خانم فرانسه با همراهانش سر و کله شان پیدا می شود و همه چیز به هم می ریزد. نتیجه اش می شود کلی گفت و گوهای بامزه، طعنه های ریز و درشت، و موقعیت هایی که آدم را هم می خنداند و هم به فکر می برد.
شکسپیر اینجا حسابی با کلمه ها بازی می کند و نشان می دهد وقتی پای احساس وسط باشد، منطق و شعارهای روشنفکرانه چقدر زود رنگ می بازند. مردها هر کدام به شکلی درگیر دلباختگی می شوند و زن ها هم باهوش تر و واقع بین تر، دست بالا را می گیرند و ماجرا را مدیریت می کنند. پایان نمایش هم مثل خیلی از کمدی های کلاسیک، قرار نیست همه چیز را با یک عروسی جمع و جور کند؛ بیشتر یک پایان تلخ و شیرین است که می گذارد به عشق، زمان و وفاداری فکر کنیم.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.