خانم آرمیتاژ با سگ کوچولوش و دوچرخه اش راهی گردش می شود، اما هنوز چند دقیقه نگذشته می بیند دوچرخه اش خیلی چیزها کم دارد. اول از همه یک بوق حسابی می خواهد، بعدش سطل و صابون برای شستن دست، جعبه ابزار، سبد برای گذاشتن خوراکی های خودش و سگش و کلی وسیله جورواجور دیگر. هر قدمی که جلوتر می رود، ایده های تازه تری به ذهنش می رسد و دوچرخه اش هم هی شلوغ تر و سنگین تر می شود.
ماجرا با یک لحن بامزه نشان می دهد که هر چیزی یک حد و اندازه ای دارد و قرار نیست همه نیازها را یک جا روی دوش یک وسیله گذاشت. این داستان در کنار خنده دار بودنش، بچه ها را به فکر کردن و پیدا کردن راه حل های خلاقانه هم تشویق می کند. تصویرهای ساده و رنگی کتاب هم خیلی خوب با داستان همراه شده و بعضی جاها حتی خودش یک شوخی تازه به قصه اضافه می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.