کتاب «استعمار و علم» نشان می دهد علم در دو قرن اخیر همیشه هم بی طرف و جدا از سیاست نبوده و خیلی وقت ها کنار قدرت های استعمارگر حرکت کرده است. نویسنده با نگاه تاریخی و چند رشته ای توضیح می دهد چطور امپراتوری هایی مثل بریتانیا، فرانسه، پرتغال، عثمانی، روسیه، آمریکا و چین از شاخه هایی مثل پزشکی، جغرافیا، علوم طبیعی و حتی زبان شناسی استفاده می کردند تا سرزمین های دور را بهتر بشناسند، منابع را مدیریت کنند و کنترل بیشتری روی مردم و اداره مستعمره ها داشته باشند.
در بخش های مختلف کتاب، مثال های واقعی از هند و آفریقا و جاهای دیگر می بینیم؛ از ساختن نهادهای علمی و موزه ها گرفته تا راه اندازی دانشگاه ها که هم انتقال دانش را جلو می برد و هم برتری فرهنگی غرب را پررنگ تر می کرد. البته کتاب فقط از یک طرف ماجرا نمی گوید و به مقاومت و واکنش جوامع بومی هم اشاره می کند؛ این که چطور بعضی ملت ها تلاش کردند علم را بومی سازی کنند و بعد از دوران استعمار، از آن برای توسعه ملی و ساختن دوباره هویت فرهنگی خودشان کمک بگیرند. نتیجه کلی کتاب این است که اگر تاریخ و سیاست را نبینیم، فهمیدن مسیر شکل گیری علم هم ناقص می ماند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.