رئیس کتابخانه حسابی روی قوانین حساس است و همه باید خیلی ساکت و مرتب باشند. یک روز سر و کله یک شیر گنده توی کتابخانه پیدا می شود و همه خشکشان می زند؛ چون هیچ قانونی هم درباره ورود شیر به کتابخانه نوشته نشده! شیر اما هر روز می آید، آرام می نشیند و کم کم حضورش برای همه عادی می شود.
او عاشق این است که یک گوشه بنشیند و به قصه هایی که برای بچه ها خوانده می شود گوش بدهد. تا اینکه یک روز برای خانم کتابدار اتفاقی می افتد و شیر برای کمک کردن مجبور می شود از بعضی مقررات رد شود. «شیر کتابخانه» اثر میشل نودسن، یک داستان شیرین و بامزه درباره مهربانی، قانون ها و این است که گاهی کمک کردن مهم تر از رعایت خشک و خالی قوانین است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.