«لبه آب» نوشته هادی خورشاهیان یک رمان پرکشش و حادثه ای است که از همان شروع، خواننده را درگیر می کند. قهرمان داستان در روز حادثه تروریستی مجلس، جلوی ساختمان دیده می شود و بعد همراه یک مرد غریبه و یک زن وارد یک مغازه خالی می شوند. همین صحنه و عکسی که از آن گرفته می شود، تبدیل به نقطه شروع یک ماجرای پرتعلیق می شود که مدام سوال تازه می سازد و مخاطب را دنبال خودش می کشاند.
خورشاهیان توی این کتاب سراغ سوژه ای جسورانه رفته و با چاشنی طنز، قصه را طوری جلو می برد که شخصیت ها کاملا قابل لمس باشند و بتوانی تیپ و طرز فکرشان را حدس بزنی. داستان از چند خرده روایت شکل می گیرد که کم کم مثل تکه های پازل کنار هم می نشینند و تصویر اصلی را کامل می کنند. نتیجه یک داستان بلند خوش ریتم است که هم سرگرم می کند و هم ذهن را درگیر نگه می دارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.