کتاب «آتش به اختیار» اثر محمدرضا بایرامی از انتشارات نیستان، شما را می برد به روزهای آخر جنگ ایران و عراق؛ جایی که چند سرباز بعد از یک عملیات، مسیرشان را گم می کنند. تشنگی و خستگی امانشان را بریده و حالا باید وسط خطر و بی راهه ها، راهی برای زنده ماندن پیدا کنند. قصه از نگاه یکی از همین سربازها روایت می شود؛ کسی که اصلا داوطلب جنگ نبوده و فقط برای گذراندن خدمت به جبهه آمده است.
این سرباز از قبل یک رویای شخصی هم داشته: می خواسته نویسنده شود و از شکوه و داستان اجدادش بنویسد، اما در این سفر سخت کم کم همه چیز برایش زیر سوال می رود؛ هم خودش، هم گذشته خانواده اش و هم معنای قهرمانی. روایت کتاب خطی جلو نمی رود و مدام بین حال و خاطرات رفت و برگشت دارد، با زبانی ساده و روان که فضای جنگ را خوب و ملموس تصویر می کند. «آتش به اختیار» در نهایت قصه ای است درباره ترس و امید، عشق به میهن و لحظه هایی که آدم مجبور می شود تصمیم های بزرگ بگیرد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.