کتاب «بگذار اسبت بتازد» نوشته محبوبه زارع، داستان حر را از همان لحظه ای شروع می کند که حکم فرماندهی یک سپاه هزار نفره به دستش می رسد و از کوفه راه می افتد. همین مأموریت به ظاهر ساده، کم کم تبدیل می شود به یک تردید بزرگ؛ تردیدی که حر را بین وظیفه، ترس، آبرو و حقیقت گیر می اندازد و از درون به هم می ریزد.
ادامه داستان، کشمکش نفس گیر حر برای کنار آمدن با این دو راهی است؛ آن هم در شرایطی که هم رقیب دارد، هم دشمن، و هر تصمیمی برایش هزینه دارد. روایت کتاب در قالب وادی های مختلف جلو می رود و هر وادی مثل یک ایستگاه، لایه تازه ای از شخصیت حر و حال و هوای او را نشان می دهد تا در نهایت به لحظه انتخاب و رسیدن به سرانجام برسد. نثر روان و داستانی کتاب باعث می شود روایت تاریخی را راحت و با حس و حال نزدیک دنبال کنی.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.