تصور کن یک سنگ آبی رنگ پیدا کنی که مثل زغال داغ باشد و روش یک نوشته عجیب داشته باشد. ایواشکا هم دقیقا همین را می بیند؛ گل و لای روی سنگ را پاک می کند تا جمله اش را بخواند: اگر کسی این سنگ را تا بالای کوه ببرد و همان جا خردش کند، می تواند دوباره جوانی اش را پس بگیرد و زندگی را از نو شروع کند. از همین جا ماجراهای هیجان انگیز و کمی هم جادویی کتاب «سنگ داغ» شروع می شود.
این کتاب یک مجموعه از ده داستان کوتاه و شگفت انگیز است که حال و هوای طبیعت را می آورد وسط قصه ها؛ از جنگل و کوه گرفته تا اتفاق هایی که آدم را هم کنجکاو می کند و هم به فکر می برد. داستان ها طوری نوشته شده اند که هم برای بچه ها شیرین و قابل فهم باشند و هم نشان بدهند توی طبیعت همیشه یک راز و یک شگفتی تازه برای کشف کردن هست.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.