جشن پاییز امسال برای سامی کیز اصلا شوخی بردار نیست. قرار است با دوست هایش یک قاشق زنی هیجان انگیز راه بیندازند، زنگ خانه ها را بزنند و در بروند و بعد هم کلی برای همدیگر از شجاعتشان تعریف کنند. اما این بار چشمشان می افتد به ترسناک ترین و مرموزترین خانه شهر و همان لحظه تصمیم می گیرند بروند سراغش.
همه چیز از جایی عجیب می شود که یواشکی پا می گذارند داخل آن خانه و ناگهان با مرد اسکلتی رو به رو می شوند؛ طوری که دل و روده شان می ریزد. تازه این اول ماجراست، چون بعدش صحنه هایی می بینند که حتی سامی هم که معمولا کم نمی آورد، جیغش تا آسمان می رود. اگر دنبال یک داستان پر از معما، ترس و هیجان برای نوجوان ها هستی، این کتاب حسابی غافلگیرت می کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.