کتاب «دره ی پروانه ها» نوشته ازهر جرجیس، ما را می برد وسط زندگی آدم های معمولی عراق بعد از جنگ؛ جایی که بغداد و بصره فقط اسم شهر نیستند، بلکه پر از خاطره، فشار، ترس و امیدهای نصفه نیمه اند. روایت کتاب خیلی خطی و سرراست جلو نمی رود و بیشتر با تکه هایی از تجربه ها، گفت و گوها و موقعیت های روزمره پیش می آید؛ با یک طنز تلخ که نمی گذارد همه چیز فقط غمگین و سیاه باشد. در این فضا، جنگ و اشغال و مهاجرت مثل سایه روی ذهن آدم ها افتاده و توی روابط خانوادگی و نگاهشان به آینده خودش را نشان می دهد.
شخصیت اصلی، فاضل، جوانی است که هم خیال پرداز است هم از زندگی جا می ماند؛ بین مسئولیت های خانواده و دلش برای رها شدن گیر کرده. مرگ پدر، تنش های خانه و کمبودهای زندگی، مدام او را به فکر فرو می برد و آشنایی اش با لیلا هم مسیر تازه ای جلوی پایش می گذارد؛ گفت و گوهایشان درباره عشق، ادبیات و معنی زندگی، جان رمان را می سازد. «پروانه» در عنوان، اشاره ای است به ناپایداری و شکنندگی آدم ها، و «دره» هم انگار جایی بین واقعیت و خیال است که شخصیت ها مجبور می شوند با ترس ها و حسرت هایشان رو به رو شوند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.