تصور کن یک جزیره دورافتاده هست که انگار از شلوغی و دیوانگی دنیا جدا شده؛ جایی که چند ده خانواده آدم حسابی و صلح دوست، به دعوت صاحب جزیره می روند و کنار هم خانه می سازند و یک زندگی ساده و آرام راه می اندازند. همه چیز رو به راه است و جزیره شبیه یک پناهگاه امن می ماند، تا وقتی که مرگ یکی از ساکنان، این تعادل را به هم می زند و پای یک ماجرای تازه باز می شود.
بعد از آن، خانه فرد فوت شده را به یک رئیس جمهور برکنار شده می فروشند و با ورود او، فضای جزیره کم کم عوض می شود. آرامش قدیمی جایش را به تنش، سوء ظن و درگیری های ریز و درشت می دهد و همان چیزهایی که آدم های جزیره برای فرار ازشان آمده بودند، دوباره از در و دیوار وارد زندگی شان می شود. «آخرین جزیره» از زولفو لیوانلی یک رمان فکر برانگیز درباره قدرت، سیاست و شکننده بودن آرامش است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.