کتاب «میخ ها» از آگوتا کریستوف یک مجموعه شعر جمع و جور اما پر ضربه است؛ شعرهایی که مثل موج می آیند و ناگهان مثل یک تکه شیشه تیز، ته دل آدم را می خراشند. وقتی با صدای بلند می خوانیدشان، ریتم و حال و هوای موسیقیایی شان بیشتر خودش را نشان می دهد و می فهمید چرا این شعرها این قدر گیر می کنند.
کریستوف در این کتاب هم همان لحن ساده و بی تعارف خودش را حفظ کرده؛ بدون ادا و اطوار، مستقیم می رود سر اصل ماجرا. توی شعرها مدام سر و کله ی حس هایی مثل گم گشتگی، دوری، مرگ و تنهایی پیدا می شود، اما کنارشان از طبیعت و عشق هم حرف می زند. اگر «دفتر بزرگ» را خوانده باشید، اینجا هم همان تیرگی و برندگی آشنا را می بینید، فقط این بار در قالب شعر.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.