«دختر نانوا» اثر جوات شاکر یک داستان کوتاه ساده و خوش خوان است که خیلی بی ادا و اطوار، می رود سراغ چیزهای مهمی مثل فقر، امید، عشق و آرزوهای آدم ها. قصه درباره دختری است که توی یک نانوایی کار می کند و با این که زندگی اش پر از سختی و کمبود است، دلش را به آرزوهایش گرم نگه می دارد و سعی می کند انسانی و مهربان بماند.
یک روز مردی پولدار وارد نانوایی می شود و از دختر می خواهد یک نان خاص برایش بپزد؛ همین درخواست ظاهرا ساده، مسیر فکر و احساس دختر را تکان می دهد و باعث می شود با انتخاب ها و چالش های تازه روبه رو شود. این کتاب با روایت روان و قابل لمسش نشان می دهد حتی وقتی دستت خالی است، می شود با تلاش و امید جلو رفت و ارزش های انسانی را حفظ کرد. ترجمه محمد نجفی هم متن را روان و قابل فهم کرده و خواندنش را لذت بخش تر کرده است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.