کتاب «پاتوغ اسماعیل آقا» اثر حمید امجد از انتشارات نیلا، شما را می برد وسط حال و هوای یک قهوه خانه قدیمی؛ همان لحظه های دم غروب که نور کم جان می شود و صداها توی تاریکی می پیچد. ماجرا با یک فریاد از بیرون شروع می شود و کم کم صحنه روشن تر می شود: قهوه چی با مو و ریش بلند، انگار اصلا چیزی نشنیده، آرام و بی عجله مشغول خرد کردن قالب های یخ و چیدنشان توی صندوقچه است.
در همین گیر و دار، در قهوه خانه باز می شود و یک مرد وارد می شود؛ ورودش مثل یک جرقه است و فضا را از سکون درمی آورد. روایت با همین تصویرهای ساده ولی دقیق جلو می رود و کم کم شما را می کشاند به دل یک قصه نمایشی پر از حس و جزئیات، جایی که آدم ها، نگاه ها و سکوت ها به اندازه دیالوگ ها حرف برای گفتن دارند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.