در کتاب «پیرزن جوانی که خواهر من بود» صمد طاهری دوباره می رود سراغ همان حس آشنای از دست رفتن معصومیت و تغییر آدم ها وقتی پای بزرگ شدن و فشار محیط وسط می آید. قصه در آبادان می گذرد؛ شهری با حال و هوای چند فرهنگی و آدم هایی که هر کدام یک جور تلاش می کنند خودشان بمانند، اما کم کم موج یکدست سازی می آید و هر کسی که توی قالب ها جا نمی شود یا حذف می شود یا مجبور می شود شبیه بقیه رفتار کند.
راوی داستان پر از لحظه های شیرین و بامزه است، طوری که گاهی می خندید و چند خط بعد ممکن است حرصتان بگیرد یا دلتان بسوزد. نکته اینجاست که راوی همیشه هم صاف و صادق نیست و همین باعث می شود آرام آرام ببینیم چطور از جایگاه قربانی به سمت قربانی کننده هل داده می شود. طاهری با یک زبان زنده و روان، قصه آدم هایی را تعریف می کند که انگار یک جایی در نوجوانی گیر کرده اند و هنوز سایه آن سال ها را با خودشان می کشند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.