میرچا الیاده نویسنده و پژوهشگر نام آشنای اسطوره و دین است که اهل بخارست بود. او مدتی به هند رفت، سانسکریت یاد گرفت و حسابی در متن های کهن شرقی و موضوعات دین شناسی و اسطوره شناسی غرق شد. بعد هم دکترایش را همان جا گرفت و بعدها برای تدریس به سوربن پاریس دعوت شد. الیاده کتاب ها و مقاله های زیادی درباره نمادها، اسطوره ها و ادیان نوشته و به خاطر نگاه خاص و عمیقش یکی از چهره های مهم این حوزه به حساب می آید.
اما «جوانی بدون جوانی» یک رمان جذاب و خیال انگیز است: داستان استاد زبان شناسی که سالخورده شده، ولی بعد از یک حادثه عجیب و غیرمنتظره دوباره جوانی اش را به دست می آورد. این اتفاق معجزه آسا پای آدم های زیادی را وسط می کشد و حتی نیروهای نازی هم دنبال این هستند که بفهمند راز این دگرگونی چیست و چطور می شود از آن استفاده کرد. این رمان بعدها الهام بخش فیلمی از فرانسیس فورد کاپولا شد و همین موضوع نشان می دهد داستانش چقدر کشش و تصویرسازی دارد. بالاخره کدام مان از ته دل یک بار آرزو نکرده ایم برگردیم به روزهای جوانی؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.