مهشاد دیگر نیست؛ جسدش را در وان حمام خانه اش پیدا کرده اند و همین اتفاق، همه چیز را برای فرانک به هم می ریزد. فرانک که دوست نزدیک مهشاد بوده، نمی تواند با یک خبر ساده کنار بیاید و مدام دنبال این است که بفهمد چه چیزهایی پشت پرده مانده؛ حرف هایی که گفته نشده و جزئیاتی که شاید سر نخ مرگ مهشاد باشند.
رمان «گذر» فضای سال های آخر دهه هشتاد را تصویر می کند؛ جایی که زن های جوان و تحصیل کرده بین تنهایی، سرخوردگی و تلاش برای مستقل شدن گیر کرده اند و گذشته هم دست بردار نیست. نفیسه مرادی در اولین رمانش، با وصل کردن حال و هوای شخصیت ها به رد پای ادبیات معاصر ایران (به خصوص اشاره هایی که به میرزاده عشقی گره می خورند)، داستانی می سازد که مدام می پرسی: این سرنوشت تلخ قرار است چطور رقم بخورد؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.