کتاب «افتاده بودیم در گردنه ی حیران» نوشته ی حسین لعل بذری (نشر نیماژ) یک مجموعه داستان کوتاه است که 12 داستان مستقل را کنار هم آورده؛ هر داستان آدم ها و ماجرای خودش را دارد، اما حال و هوا و دغدغه ها به هم نزدیک اند. فضای قصه ها خیلی واقعی و قابل لمس است، طوری که شخصیت ها را می شود شبیه آدم های دور و برمان دید. نکته ی جذاب اینجاست که نویسنده همین زندگی عادی را با وهم و خیال قاطی می کند و گاهی کاری می کند خود شخصیت ها هم در تشخیص واقعیت گیر کنند.
ورقینو ی خیلی از داستان ها از یک جور «فقدان» شروع می شود؛ نبودن یک نفر، یک رابطه یا یک تکیه گاه، و بعد زندگی آدم ها دور همان جای خالی می چرخد. در بعضی قصه ها می بینی سوگ و دلتنگی وسط کارهای روزمره جا خوش کرده و هیچ چیزی هم واقعا جایش را پر نمی کند؛ انگار تنهایی راهی است که می شود واردش شد اما برگشتی ندارد. این مجموعه که در جایزه ملی کتاب ایران و جایزه ادبی جلال آل احمد هم مورد تقدیر قرار گرفته، برای علاقه مندان داستان کوتاه فارسی انتخابی جدی و تامل برانگیز است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.