اگر الیف شافاک را با «ملت عشق» می شناسید، «پنهان» یک جور شروع متفاوت و جذاب از اوست؛ اولین رمانش که همان سال های اول هم کلی دیده شد و جایزه بزرگ مولانا در سال 1998 را برایش آورد. قصه درباره شخصیتی به نام پنهان است که سر از تکیه دری بابا در می آورد و ملاقات هایش با او، کم کم مسیر داستان را عوض می کند و پای پرسش های عمیق تری را وسط می کشد.
شافاک در این رمان مثل خیلی از کارهایش، حال و هوای مدرن را با رگه های عرفانی قاطی می کند؛ جایی بین شرق و غرب، بین سنت و نو شدن. توی دل روایت، مدام با موضوع هایی مثل حافظه و گذشته، دین و هویت، زبان و تعلق درگیر می شوید و می بینید چطور آدم ها وسط این دوگانه ها دنبال تعادل می گردند. «کتاب پنهان» از آن رمان هایی است که هم داستان دارد و هم بعد از تمام شدنش، چند تا فکر تازه توی ذهن آدم می کارد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.