موضوع خشونت و این که چرا در سیاست و زندگی آدم ها مدام تکرار می شود، همیشه بین فیلسوف ها و اهل فکر بحث برانگیز بوده؛ از روزگار یونان باستان تا همین امروز. رضا داوری اردکانی در کتاب «فلسفه، سیاست و خشونت» سراغ همین جدال قدیمی می رود و اول از همه به این اتهام جواب می دهد که بعضی ها او یا فیلسوف ها را مروج خشونت می دانند. او توضیح می دهد خشونتی که در تاریخ و جامعه می بینیم را نمی شود ساده به گردن چند نفر انداخت و دنبال مقصر شخصی گشت.
داوری در قالب دوازده گفت و گو، نمونه هایی از افلاطون تا سعدی و مارکس را پیش می کشد تا نشان بدهد فلسفه و سیاست هر کدام زبان و منطق خودش را دارند و همیشه هم هم مسیر نیستند. حرف اصلی کتاب این است که فلسفه بیشتر نقش نقد و روشن کردن مسئله را دارد و اگر هم قرار باشد اثری روی سیاست بگذارد، این اثر مستقیم و فوری نیست. «فلسفه، سیاست و خشونت» برای کسی که می خواهد نسبت خشونت با فکر فلسفی و میدان سیاست را ساده تر و دقیق تر بفهمد، خواندنی است.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.