خیلی ها خیال می کنند جرقه جنگ بزرگ از همان ترور معروف سارایوو خورد، اما واقعیت این است که خیلی قبل تر از آن، سران چند امپراتوری و قدرت های اروپایی تصمیم شان را برای یک جنگ تمام عیار گرفته بودند؛ جنگی که در نهایت میلیون ها آدم را بلعید و زندگی خیلی ها را طوری زیر و رو کرد که انگار از دل مرگ برگشته بودند، اما دیگر مثل قبل زندگی نمی کردند. دیوید دیوپ هم با تکیه بر خاطره ها و سکوت سنگین پدربزرگش که جنگ را از نزدیک دیده بود، می رود سراغ روایت سربازان سنگالی که در جنگ جهانی اول زیر پرچم فرانسه جنگیدند و قصه را از زاویه ای انسانی و تلخ تعریف می کند.
در «شب، همه خون ها سیاه اند» با سربازی همراه می شویم که بعد از از دست دادن رفیق نزدیکش، کم کم از درون می شکند و چیزی شبیه جنون جای غم و ترس را می گیرد. مرز بین وظیفه، انتقام، انسانیت و وحشی گری برایش محو می شود و هر چه جلوتر می رود، نفرت و خشمی که جنگ در او روشن کرده، کنترل زندگی اش را دست می گیرد. این رمان که نویسنده اش برنده جایزه های بوکر و گنکور هم شده، یک داستان جنگی ساده نیست؛ بیشتر کند و کاو روان آدمی است وقتی جنگ او را تا ته تاریکی هل می دهد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.