ته یک شهر شلوغ و پر سر و صدا، زیر سایه ساختمان های قد بلند و بی قواره، یک کافه خیلی کوچیک قایم شده؛ کافه ای با یک میز و دو تا صندلی. از اون جاهایی که ممکنه درست جلوی چشمات باشه ولی اگر حواست نباشه از کنارش رد می شی و اصلا نمی بینیش.
این کافه قرار نیست مثل بقیه کافه ها باشه، چون این تو نیستی که انتخابش می کنی؛ انگار خودش تو را صدا می زند. وقتی واردش می شی، اتفاق هایی می افتد که با روزمرگی هیچ جور جور درنمی آید. حالا سوال اینه: اون طرف میز قراره با کی رو به رو بشی؟ جاودان؟ نیمه شیطان؟ صیاد؟ یا بانوی زمان؟
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.