وقت تصمیم های بزرگ رسیده؛ جایی که فقط یک نفر می تواند برنده رقابت باشد و تاج را به دست بیاورد. امریکا سینگر وقتی پایش به «انتخاب» باز شد، اصلا فکرش را هم نمی کرد روزی این قدر به قصر و تاج و تخت نزدیک شود یا حتی دلش این طور درگیر شاهزاده مکسون شود.
اما هرچه مسابقه به خط پایان نزدیک تر می شود، خطرها پشت درهای قصر بیشتر خودش را نشان می دهد و فشار انتخاب ها سنگین تر می شود. امریکا کم کم می فهمد که ممکن است همه چیز را ببازد، مگر این که برای آینده ای که واقعا می خواهد بجنگد و محکم تر از قبل پای خواسته هایش بایستد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.