در کتاب «مجموعه سریر شیشه ای 2 (بخش اول)» سلنا ساردوتین، همون قاتل معروف و بی رقیب، بعد از یک سال جان کندن تو معدن نمک اندویر بالاخره برنده مسابقه پادشاه می شه و قرار می شه قاتل رسمی دربار باشه. ولی ماجرا اینجاست که سلنا اصلا دلش با تاج و تخت نیست و یه راز بزرگ رو حتی از نزدیک ترین آدم های دور و برش قایم می کنه. حالا باید وانمود کنه مطیع فرمان پادشاهه، در حالی که تو دلش دنبال راه خودشه و هر اشتباه کوچیک می تونه همه چیز رو به هم بریزه.
وقتی ماموریت های تازه و خطرناک سر راهش قرار می گیره، سلنا بیشتر از همیشه بین وجدان، احساسات و زنده موندن گیر می کنه. بعضی تصمیم ها فقط درباره کشتن یا نکشتن نیست؛ پای آدم هایی که بهشون اهمیت می ده و حتی سرنوشت دنیایی که توش زندگی می کنه وسطه. این بخش از مجموعه، پر از تعلیق و انتخاب های سختیه و کم کم روشن می کنه وفاداری واقعی سلنا کجاست و حاضر می شه برای کی بجنگه.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.