بعد از اينکه از «استخوان کده» بيرونشان مي کنند، سه پسرعمو يعني فون بون، فوني بوني و اسمايلي بون از هم جدا مي شوند و وسط يک بيابان بزرگ و ناآشنا راهشان را گم مي کنند. هر کدامشان جدا جدا سر از يک دره عميق و سرسبز درمي آورند؛ جايي که هم قشنگ و عجيب است و هم پر از موجودات ناشناخته اي که گاهي حسابي ترسناک مي شوند.
کتاب بون 4 اثر جف اسميت، يک داستان ماجراجويانه و بامزه است که توي آن شوخي، معما و خطر با هم قاطي مي شوند و لحظه اي نمي گذارد حوصله ات سر برود. اگر تا حالا از خانه و جاي امن خودت بيرون رفته باشي و فهميده باشي دنياي بيرون چقدر مي تواند غريب و گيج کننده باشد، احتمال زياد با اين مجموعه ارتباط مي گيري و دلت مي خواهد صفحه به صفحه همراهشان بروي.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.