فسقلی عاشق بوس و بغل و نوازش است و از این که خانواده اش دوستش دارند کلی ذوق می کند. اما یک چیز کوچولو اذیتش می کند: این که بعضی وقت ها بدون این که از او اجازه بگیرند، بغلش می کنند یا بوسش می کنند و فسقلی دلش می خواهد قبلش از او بپرسند.
این کتاب با یک قصه ساده و کودکانه به بچه ها یاد می دهد برای بدن و احساساتشان مرز داشته باشند، وقتی چیزی راحتشان نمی کند محترمانه «نه» بگویند و از خودشان دفاع کنند. از آن طرف هم به بزرگترها یادآوری می کند که احترام گذاشتن به مرزهای بچه ها یعنی دوست داشتن درست و امن.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.