اتان ویلد همراه با دوستش آقای چن یواشکی روی یک ماشین پرواز کار می کند؛ چیزی که اگر دست آدم های بد بیفتد، دردسر بزرگی درست می شود. اما وقتی آقای چن به طرز مشکوکی کشته می شود، اتان می فهمد ادامه دادن این پروژه اصلا مثل قبل ساده نیست و هر قدمش می تواند خطر را نزدیک تر کند.
حالا نگه داشتن این ماشین فقط یک رویا نیست؛ امنیت خانواده اتان هم وسط ماجراست. اتان بین دو راهی سخت گیر می افتد: پرواز کردن و دنبال کردن آرزوی بزرگش، یا محافظت از خانواده و کنار گذاشتن همه چیز. این داستان پر از تعلیق و انتخاب های سخت است که تا آخر ولت نمی کند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.