کتاب «زن گفت، مرد گفت» از حنیف قریشی (نویسنده پاکستانی انگلیسی) یک مجموعه داستان کوتاه است که می رود سراغ رابطه های زن و مرد، همان جاهایی که حرف ها نصفه می ماند، سوء تفاهم ها بزرگ می شود و آدم ها با توقع های متفاوت همدیگر را خسته می کنند. داستان ها فضای واقعی و گاهی تلخی دارند و درباره عشق، خیانت، دلزدگی، تنهایی و این حس همیشگیِ پیدا کردن خودِ واقعی حرف می زنند؛ طوری که موقع خواندنش مدام حس می کنی این آدم ها را جایی در زندگی دیده ای.
قریشی بدون شعار دادن و بدون قضاوت مستقیم، نشان می دهد چطور تفاوت های جنسیتی و فشارهای اجتماعی می تواند رابطه ها را پیچیده تر کند و آدم ها را به سمت فاصله گرفتن یا گیر افتادن در یک ارتباط سرد هل بدهد. شخصیت ها چند لایه اند و درگیر مسئله های قابل لمس روزمره، و همین باعث می شود کتاب هم برای سرگرمی خوانده شود و هم برای فکر کردن. اگر داستان کوتاه دوست داری و از روایت های واقع گرایانه با رگه ای طنز تلخ خوشت می آید، این کتاب می تواند انتخاب جذابی باشد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.