آلبرت جلوی خواهر بزرگ ترش، واندا، می گوید اصلا از شهربازی نمی ترسد؛ فقط با وسیله هایی مشکل دارد که هی بالا و پایین می روند، این ور و آن ور می چرخند یا آدم را دور خودش می گردانند! واندا هم که خوب می شناسدش، تصمیم می گیرد همراهش باشد تا ببینند بالاخره آلبرت از پس ترس هایش بر می آید یا نه.
اما همه چیز وقتی بامزه تر می شود که آلبرت اشتباهی توی صف یک بازی دیگر می ایستد؛ درست همان بازی ای که فکرش را هم نمی کرد سوارش شود! حالا باید دید این اشتباه ساده، یک دردسر حسابی می شود یا تبدیل به یک تجربه تازه و شجاعانه برای آلبرت و واندا خواهد شد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.