شب که می شود و همه جا تاریک است، کیتی دلش مامانش را می خواهد و هر صدای کوچکی برایش ترسناک به نظر می رسد. توی ذهنش خیال می کند زیر تخت یک هیولا قایم شده و همین باعث می شود خواب از سرش بپرد. اما کیتی تنها نیست؛ خرس پشمالوی بامزه اش، آقای تابز، هم مثل خودش می ترسد و با هم این شب سخت را می گذرانند.
کیتی تصمیم می گیرد به جای این که فقط قایم شود یا گریه کند، یک راه پیدا کند تا با ترسش روبه رو شود و نگذارد ترس همه چیز را کنترل کند. این کتاب با زبانی ساده و کودکانه، کمک می کند بچه ها احساس ترس را بهتر بشناسند و یاد بگیرند چطور آرام تر شوند و کم کم شجاع تر رفتار کنند.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.