امروز برای رامونا یک روز خیلی خاص و هیجان انگیز است؛ بالاخره قرار است برود کودکستان. او از همان اول دلش پیش معلمش گیر می کند و با ذوق و شوق می خواهد بهترین شاگرد کلاس باشد. از آن طرف یک پسر کوچولوی بامزه هم هست که رامونا آن قدر دوستش دارد که مدام توی دلش فکر می کند کاش می توانست او را ببوسد.
اما ماجرا به همین سادگی ها هم نیست. رامونا حسابی شیفته موهای قشنگ و فرفری هم کلاسی اش می شود؛ موهایی قهوه ای مایل به قرمز که موقع بازی مثل فنر بالا و پایین می پرد. همین کنجکاوی ها و هیجان های کودکانه باعث می شود رامونا ناخواسته دردسر درست کند و کلی اتفاق خنده دار و بامزه توی کلاس و کودکستان بیفتد.
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برای ثبت نظر وارد حساب کاربری خود شوید.